تماس با ما:

021-66342265

بررسی ارتباط میزان آگاهی از سیستم HSE و درک کارکنان از سطح ریسک های ایمنی

در پالایشگاه نفت کرمانشاه در سال 1395

 

قسمت اول                قسمت دوم

بررسی ارتباط میزان آگاهی از سیستم HSE و درک کارکنان از سطح ریسک های ایمنی در پالایشگاه نفت کرمانشاه در سال 1395 قسمت اول

در بخش اول مقاله که در شماره قبل (55) این مجله به چاپ رسید گفتیم:
در مدیریت پیشرفته، منابع انسانی محور اصلی توسعه پایدار هستند. HSE سیستمی است که به صورت یکپارچه و با همگرایی و چینش هم افزای نیروی انسانی، امکانات و تجهیزات سعی در ایجاد محیطی سالم و با نشاط و به دور از حادثه، خسارت و ضایعات دارد. همچنین درک کارکنان از ریسک های موجود شغلی بر رفتار ایمنی آنان در محیط کار تاثیر قابل توجهی دارد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میزان آگاهی از سیستم مدیریت HSE و درک کارکنان از سطح ریسک های ایمنی در پالایشگاه نفت کرمانشاه انجام شد.

آزمون رگرسیون جهت بررسی عوامل تاثیرگذار بر سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE

نتایج آزمون رگرسیون پواسون حاکی از تاثیر معنی دار سن، سابقه ی کار در پالایشگاه کرمانشاه، عنوان شغلی و نوع استخدام بر سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE بود (p< 0/05) (جدول شماره 6).

جدول 6. نتایج حاصل از برازش مدل پواسون برای سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE در کارکنان مورد بررسی

جدول 6. نتایج حاصل از برازش مدل پواسون برای سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE در کارکنان مورد بررسی

آزمون رگرسیون جهت بررسی عوامل تاثیرگذار بر درک ریسک

نتایج آزمون رگرسیون پواسون حاکی از تاثیر معنی دار عنوان شغلی بر درک ریسک بود (p<0/05) ( جدول شماره 7 ).

جدول 7. نتایج حاصل از برازش مدل پواسون برای درک ریسک در کارکنان مورد بررسی

ارتباط امتیاز سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE و درک ریسک در کارکنان

ارتباط امتیاز سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE و درک ریسک در کارکنان

ارتباط طبقات مختلف سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE در کارکنان پالایشگاه با میانگین امتیاز درک ریسک معنی دار نشد (05/0< P ).

بحث و نتیجه گیری

سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE

با توجه به یافته های تحقیق در مورد سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE، بیشترین آگاهی مربوط به حیطه دوم (خط مشی و اهداف راهبردی) و کمترین سطح آگاهی مربوط به حیطه ششم (اجرا و پایش) است. یکی از دلایلی که موجب افزایش آگاهی نسبت به حیطه ی خط مشی و اهداف راهبردی می شود، این است که در پالایشگاه مربوطه، خط مشی HSE سازمان در همه ی واحدهای پالایشگاه نصب شده و در دید همه ی کارکنان می باشد و به کارکنان به صورت مستقیم و غیر مستقیم در مورد خط مشی سلامت، ایمنی و محیط زیست سازمان اطلاع رسانی گردیده است. با این حال، کارکنان با سایر حیطه های سیستم مدیریت HSE آگاهی نسبتا” کمی داشتند؛ چون که واحد HSE پالایشگاه، کارکنان را در سایر حیطه ها درگیر نمی کند. توجه به این نکته ضروری است که امتیاز سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE، نتیجه ی تعامل بین فرد و محیط کار و همچنین واحد HSE پالایشگاه می باشد. اگر واحد HSE، کارکنان را در اجرای فرایندهای HSE درگیر کند، همچنین تاکید ناظران ارشد بر روی خط مشی، سخنرانی سالیانه و یا ماهیانه مدیر عامل و سایر مدیران نیز منجر به افزایش آگاهی کارکنان نسبت به حیطه های مختلف سیستم مدیریت HSE شود.
در بررسی ارتباط بین سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE و سن نشان داده شد که ارتباط معنی داری بین امتیاز سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE با گروه سنی وجود نداشت. با این حال، ارتباط معنی داری در سطح 5 درصد بین سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE و سن وجود داشت. به طوری که با افزایش سن، سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE افزایش می یافت. در توجیه این مطلب می توان بیان داشت که چون افراد با سن بالا، سابقه ی کار بیشتری دارند؛ در نتیجه سطح آگاهی بیشتری نسبت به افراد کم سن دارند. یافته های این مطالعه همچنین نشان داد که ارتباط معنی داری بین امتیاز سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE با سطح تحصیلات وجود داشت. در توجیه این موضوع می توان اشاره کرد که افراد با سطح تحصیلات بالاتر، علاقه بیشتری به مطالعه و آگاه شدن از عناصر سیستم مدیریت HSE دارند. در بررسی ارتباط سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE با عنوان شغلی، ارتباط معنی داری بدست آمد. در بررسی مقایسه ای سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE با عنوان های شغلی مختلف در پالایشگاه، تفاوت معنی داری در سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE شغل های آتش نشان ، آموزش و HSE مشاهده شد. همچنین به ترتیب عناوین شغلی استقرار و توسعه سامانه های مدیریتی، HSE، آموزش، آتش نشان و عملیات مخازن دارای بیشترین سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE بودند. شغل های استقرار و توسعه سامانه های مدیریتی، آموزش و HSE نیز به این دلیل که در طراحی و تدوین برنامه های آموزشی ایمنی و HSE برای کارکنان دخالت دارند، آگاهی بیشتری نسبت به این مسائل دارند. در بررسی ارتباط سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE با تعداد حوادث مشاهده شده در یک سال گذشته ارتباط معنی داری مشاهده گردید. با این حال افرادی که حادثه مشاهده کرده اند، دارای بیشترین آگاهی از سیستم مدیریت HSE بودند، به این دلیل که این افراد شخصا” بدنبال آگاهی از موضوعات ایمنی و HSE می روند. همچنین واحد HSE پالایشگاه دوره های ایمنی و الزامات سیستم های مدیریتی را برای کارکنان برگزار می کند. همچنین واحد HSE پالایشگاه دوره کوتاه مدتی در مورد سیستم مدیریت HSE برای این کارکنان آسیب دیده می گذارد. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون پواسون، حاکی از تاثیر معنادار سن، سابقه ی کار در پالایشگاه کرمانشاه، عنوان شغلی و نوع استخدام بر سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE بود. در توجیه این مسئله می توان به افزایش سابقه ی کاری روی سن، سابقه ی کار در پالایشگاه کرمانشاه، عنوان شغلی و نوع استخدام اشاره کرد، که موجب افزایش سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE می شود. مطالعه ی حاضر مبنی بر تفاوت در سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE بر حسب متغیرهای جمعیت شناختی و شغلی در مورد متغیرهای عنوان شغلی، سطح تحصیلات و تعداد حادثه مشاهده شده تایید گردید.

درک ریسک:

بیشترین امتیاز درک ریسک مربوط به سوال چهاردهم (کمر درد و حرکات تکراری) و کمترین امتیاز مربوط به سوال اول (سقوط از ارتفاع) است. یکی از دلایلی که موجب افزایش درک ریسک نسبت به حیطه ی کمردرد و حرکات تکراری، این دلیل است که بسیاری از کارکنان دارای مشاغل سرپایی هستند، همین دلیل موجب می شود که کارکنان دارای مشکلات اسکلتی عضلانی و کمردرد شوند. همچنین واحد آموزش پالایشگاه، دوره های کوتاه مدت آموزش ارگونومی برای همه ی کارکنان برگزار می کند. همچنین واحد HSE پالایشگاه، پوسترهای ارگونومی حرکات تکراری را برای همه ی اتاق های کارکنان تهیه و نصب نموده است. این دلایل موجب گردیده که درک ریسک نسبت به کمر درد و حرکات تکراری در بین کارکنان افزایش یابد. یکی از دلایلی که موجب کاهش درک ریسک نسبت به حیطه ی سقوط از ارتفاع می شود، این دلیل است که مشاغل بسیار کمی در پالایشگاه مرتبط با کار در ارتفاع می باشد. میانگین امتیاز درک ریسک جمعیت مورد بررسی برابر 45/3 بدست آمد، که افراد مورد بررسی درک ریسک متوسط رو به بالایی داشتند. میزان درک ریسک در تعداد اندکی از مطالعات مورد ارزیابی قرار گرفته است، به عنوان مثال مطالعه ی جعفری و همکاران (1388) نشان داد که اجرای آنالیز ایمنی شغلی سبب افزایش درک ریسک افراد مورد مطالعه گردید(19). مطالعه ی جهانگیری و همکاران (1388) نشان داد که 7/3 درصد افراد پالایشگاه دارای درک ریسک متوسط و 3/96 درصد دیگر از درک ریسک بالایی در ارتباط با خطرات تنفسی محیط کار برخوردارند. همچنین مطالعه جهانگیری نشان داد که بین درک ریسک و وضعیت استفاده از تجهیزات حفاظت تنفسی رابطه معنی داری وجود دارد، ولی ارتباط درک ریسک با شاخص استفاده صحیح از ماسک (PURI) معنی دار نبود (22). مطالعه ی یوسفی و همکاران (1392) نشان داد که میانگین درک ریسک کارگران ساختمانی مورد بررسی 57/1 ± 77/6 محاسبه شد (23). در مطالعه ی راندمو (1992) کارگران ساحل نروژ احساس ایمنی کمتری نسبت به برخورد با اشیاء در حال سقوط و لیز خوردن داشتند (24). در مطالعه ی آزرس و همکاران (2008) مشخص شد که درک ریسک یک فاکتور پیشگویی مهم در رفتار ایمنی کارگران می باشد (25). بدین ترتیب درک ریسک کارکنان پالایشگاه نفت کرمانشاه در طبقه ی زیاد قرار داشت.
در بررسی ارتباط بین درک ریسک و سن نشان داده شد که ارتباط معنی داری بین امتیاز درک ریسک با گروه سنی وجود نداشت. یافته های مطالعه حاضر در خصوص این که افراد جوان تر درک ریسک بیشتری دارند با مطالعه ی یان ساواج (1993) همخوانی داشت، که اظهار داشت افراد جوان تر به علت ترس، ریسک ها را بالاتر برآورد می کنند (26). یافته های این مطالعه همچنین نشان داد که ارتباط معنی داری بین امتیاز درک ریسک با سطح تحصیلات وجود داشت. مطالعه ی جعفری و همکاران (1388) نشان داد که با افزایش سطح تحصیلات به طور معنی داری میزان درک ریسک افزایش می یابد (19)، که با مطالعه حاضر همخوانی داشت. در بررسی ارتباط درک ریسک با عنوان شغلی، ارتباط معنی داری بدست آمد. در بررسی مقایسه ای درک ریسک با عنوان های شغلی مختلف در پالایشگاه، تفاوت معنی داری در درک ریسک شغل های آتش نشانی، HSE، پالایش، نگهداری و تعمیرات، آب، برق و بخار مشاهده شد. همچنین به ترتیب عناوین شغلی نگهداری و تعمیرات، آب، برق و بخار و پالایش دارای بیشترین درک ریسک بودند. شغل های نگهداری و تعمیرات، آب، برق و بخار، پالایش نیز به این دلیل که مشاغل نسبتا” پر خطر و پر استرسی در پالایشگاه هستند، کارکنان این مشاغل درک ریسک بیشتری داشتند. مطالعه ی جعفری و همکاران (1388) نشان داد که شغل های لوله گذاری، جوشکاری و عایق کاری دارای بیشترین درک ریسک هستند (19)، با توجه به این نکته که این مشاغل جزء مشاغل تاسیساتی به حساب می آیند، در نتیجه با یافته های مطالعه ی حاضر همخوانی داشت. مطالعه ی یه لیانگ و همکاران(2004) نشان داد که کارکنانی که به واسطه ی نوع شغلشان در معرض آلاینده های شیمیایی یکسانی هستند، ممکن است درک ریسک متفاوتی داشته باشند و همین مساله می تواند منجر به نگرش ها و رفتارهای متفاوتی گردد (27). در بررسی ارتباط درک ریسک با میزان سابقه ی کار در پالایشگاه مربوطه، ارتباط معنی داری بدست آمد. با این حال کارکنان با سابقه کار 16 تا 20 سال دارای بیشترین درک ریسک بودند. مطالعه ی جعفری و همکاران (1388) نشان داد که میزان سابقه ی کار ارتباط معنی داری با میزان درک ریسک دارد و افراد با سابقه ی کار کمتر از 10 تا 15 سال دارای بیشترین میزان درک ریسک هستند. که با نتایج مطالعه ی ما همخوانی دارد. به این دلیل که افراد کم سابقه دارای ترس بیشتری نسبت به ریسک های محیط کاری خود هستند. در بررسی ارتباط درک ریسک با تعداد حوادث مشاهده شده در یک سال گذشته ارتباط معنی داری بدست آمد. با این حال افرادی که حادثه مشاهده کرده اند، دارای بیشترین نمره درک ریسک بودند (19). مطالعه ی جهانگیری و همکاران (1392) نشان داد که امتیاز درک ریسک با افرادی که شاهد حادثه دیدن دیگران بودند معنی دار بود، و افرادی که قبلا” تجربه رخداد حادثه داشتند از درک ریسک بالاتری برخوردار بودند (23). در بررسی ارتباط درک ریسک با میزان ساعت های آموزش ایمنی و HSE در بدو استخدام ارتباط معنی داری بدست آمد. برخی از پژوهشگران، نظیر بنتلی و همکاران (2005) بیان کردند که آنالیز ایمنی شغلی جنبه آموزشی داشته و اجرای آن سطح آگاهی ایمنی شاغلین را افزایش می دهد. نتیجه بدست آمده از مطالعه حاضر با نظریه فوق کاملا” مطابقت داشت (28). مطالعه ی گورکانلی و همکاران (2015) اهمیت آموزش بهداشت و ایمنی بر درک ریسک کارگران ساختمانی و در نتیجه کاهش حوادث ساختمانی را نشان داد (29). در بررسی ارتباط درک ریسک با نوع استخدام، ارتباط معنی داری مشاهده گردید. با این حال افراد با استخدام رسمی دارای بیشترین امتیاز درک ریسک بودند، چون که این افراد دارای بیشترین سابقه ی کار بودند، و درک ریسک بیشتری نسبت به سایر عناوین استخدامی داشتند.
مطالعه ی جعفری و همکاران (1388) نشان داد که حدود نیمی از افراد شرکت کننده در این مطالعه احساس ایمنی نسبت به حوادثی مانند انفجار، آتش سوزی و نشت گازهای سمی داشتند. یکی از دلایل این احساس امنیت شاید کم بودن احتمال وقوع آن ها نسبت به حوادث روزمره مانند لیز خوردن است، هرچند که پیامد این گونه خطرات شدید است و می تواند اثرات فاجعه باری داشته باشد. همچنین در حدود 90 % کارگران نسبت به فروریختن سازه ها احساس امنیت داشتند (19). مقایسه نتایج این مطالعه با مطالعه فلین و همکاران (1996) نشان داد که کارگران ساحل UKCS احساس امنیت بیشتری نسبت به انفجار، آتش سوزی و نشت گازهای سمی داشتند. ولی در مطالعه راندمو (1992) احساس ایمنی نسبت به انفجار، آتش سوزی و نشت گازهای سمی کمتر از مطالعه حاضر و مطالعه فلین (1996) می باشد (24, 30). راندمو ( 1996 ) دلیل کم بودن احساس امنیت نسبت به وقایعی مانند انفجار، آتش سوزی و نشت گازهای سمی را توجه کارگران نسبت به پیامد یک حادثه بیان می کند تا احتمال وقوع آن ها (31, 32). همچنین در مطالعه مارک و همکارانش (1985) احساس ایمنی نسبت به خطرات عمده مانند انفجار و آتش سوزی کمتر بود، بطوری که آن ها بیان کرده اند که این خطرات یکی از نگرانی های اصلی کارگران است. در مطالعه ی جعفری و همکاران (1388) افراد کمترین احساس ایمنی را به شوک الکتریکی و لیز خوردن داشتند. در مطالعه ی فلین (1996) کمترین احساس ایمنی به ترتیب لیز خوردن، برخورد با اشیاء در حال سقوط و شرایط آب و هوایی بیان شد. فلین (1996) دلیل احساس عدم امنیت کارگران به موارد فوق را تحت کنترل نبودن این موارد علی رغم خطراتی مانند تماس با قسمت های متحرک ماشین ها بیان می کند. در مطالعه راندمو (1992) کارگران ساحل نروژ احساس ایمنی کمتری نسبت به برخورد با اشیاء در حال سقوط و لیز خوردن داشتند. در مطالعه مارک و همکارانش (1985) سوالی در مورد لیز خوردن مطرح نشده بود ولی احساس امنیت کارگران نسبت به شرایط آب و هوایی و اشیاء در حال سقوط وجود داشت. بنابراین در مطالعه جعفری(1388)، فلین (1996) و راندمو (1992) کمترین احساس ایمنی در درک ریسک صدمه به افراد در لیز خوردن دیده شد، که با نتایج حال حاضر همخوانی دارد.
بدین ترتیب مطالعه ی حاضر مبنی بر تفاوت در درک ریسک بر حسب متغیرهای جمعیت شناختی و شغلی در مورد متغیرهای عنوان شغلی، سطح تحصیلات، میزان سابقه ی کار در پالایشگاه مربوطه، میزان ساعت های آموزش ایمنی و HSE در بدو استخدام، نوع استخدام و تعداد حادثه مشاهده شده تایید شد.

ارتباط امتیاز سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE و درک ریسک

در این مطالعه نشان داده شد که ارتباط معنی داری بین سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE و درک ریسک وجود نداشت. در توجیه این موضوع می توان بیان داشت، چون که ارزیابی درک ریسک یک برآورد ذهنی در مورد خطرات پیرامون فرد است، نمی تواند ارتباطی با میزان آگاهی از سیستم مدیریت HSE داشته باشد. همچنین افراد با سطح اگاهی از سیستم مدیریت HSE زیاد، دارای بیشترین میزان درک ریسک بودند، که کاملا” منطقی به نظر می رسد. مطالعه ی ویلیامز و همکاران (2007) نشان داد حتی وقتی که کارگران آگاهی و درک بالاتر در مورد خطرات محیط کار دارند، به این معنا نیست که به میزان بیشتری اقدامات حفاظتی را به کار می بندند (33). نتایج این مطالعه با نتایج مطالعه حاضر همخوانی داشت. در مطالعه آزرس و همکاران (2008) مشخص شد که درک ریسک یک فاکتور پیشگویی مهم در رفتار ایمنی کارگران می باشد (25). محمد و همکاران (2009) نیز بیان داشتند که نگرش ایمنی کارگران ساختمانی بر درک ریسک آن ها تاثیر گذار است. در این مطالعه نیز مشخص شد افرادی که درک ریسک بالاتری دارند، از نگرش ایمنی و عملکرد ایمنی بالاتری برخوردارند (34). مطالعه راندمو و همکاران (1992) نشان داد که درک ریسک افراد وابسته به شرایط کاری فیزیکی و سازمانی است. درک ریسک افراد، نشان دهنده ی شرایط کاری درک شده توسط پرسنل پالایشگاه است و همچنین ارزیابی درک ریسک به صورت ذهنی می باشد (30). همچنین مطالعه ی گرینینگ (1996) نشان داد که ارتباط بین فرضیه شبیه سازی ذهنی و درک ریسک خیلی قوی است، که نشان دهنده ذهنی بودن درک ریسک می باشد (35)، در حالی که آگاهی از سیستم مدیریت HSE به صورت نظری است.

نتیجه گیری

نتایج این مطالعه موید سطح آگاهی متوسط از سیستم مدیریت HSE در کارکنان پالایشگاه مربوطه است. در این راستا، مدیریت باید با سیاست گذاری صحیح و مناسب در جهت بهبود وضعیت تلاش نماید. سطح آگاهی از سیستم مدیریت HSE را با برگزاری جلسات Toolbox Meeting و همچنین آموزش های مداوم دوره ای می توان افزایش داد. نتایج مطالعه نشان داد میزان درک ریسک زیاد در کارکنان پالایشگاه مربوطه است. اگر مدیران و سرپرستان تعهدات خود نسبت به ایمنی و اولویت به مسائل ایمنی را در محیط کار بهبود بخشند، می توانند شاهد کاهش حوادث و افزایش رفتار ایمن پرسنل باشند. در این مطالعه امتیاز درک ریسک در سطوح مختلف سازمان متفاوت بود و کارمندان ستادی نسبت به کارکنان عملیاتی به عنوان گروه کاری با امتیاز پایین جو ایمنی نیازمند مداخله بودند. همچنین آموزش هایی برای ارتقاء ایمنی فراهم گردد. نتایج این مطالعه نمایه ای از وضعیت درک ریسک در پالایشگاه مورد بررسی را ارائه می دهد، که می تواند به عنوان یک شاخص پیشگیرانه برای تدوین خط مشی و ارزیابی عملکرد ایمنی سازمان به کار رفته و از نتایج به دست آمده از آن در بهبود ایمنی سازمان استفاده گردد. ضمن اینکه ارزیابی درک ریسک می تواند به عنوان روشی برای سنجش اثربخشی مداخلات ایمنی در محیط کار استفاده گردد.

[divide icon=’square’ color=’#ef7e06′]

تشکر و قدر دانی از کلیه کارکنان شرکت پالایش نفت کرمانشاه، به ویژه ریاست پالایشگاه به خاطر همکاری در اجرای این پژوهش کمال قدردانی و تشکر را داریم. نویسندگان:‌ میلاد احمدی مرزاله دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سلامت ایمنی و محیط زیست دانشکده سلامت ایمنی و محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ، شهرام وثوقی استادیار دانشکده سلامت ایمنی و محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ، امیر کاوسی دولانقر دانشیار دانشکده سلامت ایمنی و محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، حسین جامه بزرگ کارشناس ارشد پدافند غیرعامل مدیر واحد HSE، پالایشگاه نفت کرمانشاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *